حميد احمدى

86

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

لعن و نفرين بر كشندگان عثمان ، سپاه را به نبرد با امام عليه السلام تشويق مىكرد ، ولى تلاش او سودى نبخشيد و سپاه امام عليه السلام با محاصره مَركب عايشه به پيروزى كامل دست يافت . عايشه ابتدا به بصره و پس از چند روز به مدينه منتقل شد . ديگر سران بازمانده نيز كه در بصره پناه گرفته بودند ، با وساطت عايشه به حال خود رها شدند . گرچه جنگ جمل با پيروزى سپاه حضرت على عليه السلام پايان يافت و عايشه ناگزير شد براى هميشه از صحنه سياسى كناره‌گيرى كند - و حتى از اين عمل خود بارها اظهار ندامت كند - « 1 » اما با اين همه ، جنگْ شكاف عميقى در جامعه مسلمانان به وجود آورد . هزاران نفر كشته در جنگى چندساعته كينه‌ها را در جان‌ها كاشت . بدين‌رو ، حزب عثمانى شكل گرفت و سال‌ها استمرار يافت . اين حزب در مقابل شيعيان امام على عليه السلام به شيعه عثمانى شهرت داشتند و مدت‌ها منشأ كج‌انديشىها شدند و تبليغات خود را عليه اهل‌بيت و امام عليه السلام - در شهرهاى شام و عراق - به‌شدت ادامه دادند . كوفه ، مركز حكومت علوى كوفه در سال هفده هجرى به دست سعد بن ابىوقاص فرمانده جنگ ايران و به دستور خليفه دوم بنا نهاده شد . اين شهر ابتدا بيشتر اردوگاه نظامى بود و نيروهاى جبهه شرقى سپاه مسلمانان را تأمين مىكرد . در كوفه به‌جز انصار كه شمارشان بسيار بود ، تعداد زيادى از موالى و ايرانيان نيز مىزيستند و به كارهاى بازرگانى و داد و ستد اشتغال داشتند . حضرت على عليه السلام به دليل موقعيت استراتژيك عراق ، گسترش قلمرو دولت و بافت و تركيب جمعيت و مسائل فرهنگى ديگرى كه بر مدينه و عراق حاكم بود ، مركز حكومت را تغيير داد . اشرافيتِ شكل‌گرفته در مدينه كه همهء تفاخر آن سكونت در مدينه و بهره‌گيرى از عنوان انصار و اهل مدينةالنبى بود ، به برترىجويىهايى اعتقاد داشت كه منشأ بسيارى از انحرافات و سياست‌هاى ناروا بود . از سوى ديگر ، توانمندىها و امكانات اعم از نيروى انسانى ، كشاورزى و دامدارى و رونق تجارت ( به دليل ارتباطات وسيع عراق با ديگر مناطق ) سبب مىشد كه مركز حكومت از رونق اقتصادى و بازرگانى برخوردار گردد ، از اين رو براى هدايت امور اقتصادى ، عراق مكانى مناسب‌تر بود . همچنين درگيرى در عراق و بعدها در شام دليل ديگرى بود كه حضرت تصميم گرفت به مناطق بحران‌خيز نزديك‌تر باشند ؛ چنان‌كه در پاسخ به درخواست انصار كه

--> ( 1 ) . احمد بن يحيى بلاذرى ، انساب الاشراف ، به كوشش محمد حميدالله ، ج 2 ، ص 249 .